تبليغاتX
حق و صبر

آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پلید پوریم

مدخلی بر ایران شناسی بدون دروغ و بی نقاب، ۲۲۶

مورخ در حواشی این بررسی ها، به ویژه در ورود به تاریخ معاصر جهان، یعنی زمان عبور آدمی از مانع اوقیانوس ها، که شناخت جغرافیای عالم، آشنایی با اقالیم و ملل دیگر و گسترش ارتباطات میسر شد و نیز در برداشت عام از مجموعه تلاطم های دائما فزاینده ای که از آغاز آن دوران بروز کرده و می کند، با پیچیدگی هایی مواجه است که حل منطقی آن به نفی و رد و طرد مطلق آن روندی منجر می شود که اینک مدرنیسم و تمدن غرب می شناسیم.

تعریف آن چه بر تجمع های انسانی، از مبداء آن تحول گذشته، فقط یک جمله است: نبردی برای حراست از هویت و هستی دیرینه و سنت و استقلال معتاد و متعارف، که از نیزه گیری مدافعانه ی یک رییس قبیله آفریقا در برابر تفنگ های سربازان کنیسه و کلیسا، تا حماسه هایی امتداد دارد که بی وقفه و با همت بومیان اتازونی و مردم چین و هند و آمریکای مرکزی و ویتنام و عراق و افغانستان و ایران و شمال آفریقا و سراسر آمریکای جنوبی و بسیاری نقاط دیگر و به صورت های گوناگون در تقابل با تجاوز آفریده شده است. رویایی ترین منظر این نبرد زمانی است که سرخ پوستی با لباس آیینی، دختر جوانی محجبه و بانوی کیمونو پوشیده ای از خیابان های نیویورک می گذرند، خانواده هایی مثلا در آلمان، روز تعطیل را اسپاگتی سنتی ایتالیا و یا آش رشته می خورند، سیاه پوستی، بر صحنه ای، با ریتم شکار در جنگل، آواز می خواند و می رقصد و یا راهبی در خیابان های سایگون خود را آتش می زند. 

قانونمندی این ستیز بی نظیر، آموزنده و از منظر تاریخی قابل اعتنا است: هرچه جوامع مورد هجوم کنیسه و کلیسا در عمق بیش تری از روابط سنتی متوقف مانده باشند، در ایستایی بر آن نیرومندتر عمل کرده اند و جهان موردی افسانه وار و شایسته ستایش تر از شیوه مردم افغان نمی شناسد که طی دو قرن گذشته دماغ مقتدرترین نیروهای جهانی تجاوز را بر خاک مالیده اند: ارتش ملکه انگلستان، سپاهیان شکست ناپذیر ارتش سرخ و حالا آدم کشان کارکشته در نیروی نظامی تروپ های مسلح و متحد سرمایه داری بی ترحم را، که فرماندهی کل آن ها به طور رسمی لاعلاجی در نبرد با افغان ها را پذیرفته است. آیا کدام نیرو در سرزمینی چنین فاقد امکانات این همه غیرت ایستادگی را می آفریند و دستور اجابت شونده تحمل دراز مدت ناملایمات برای دفاع از سنت ها را صادر می کند؟ اگر ملت ها در شرایط آزاد و طبیعی و سنتی خویش عملا نیرومند ترند و اگر حفظ سنت ها همه جا از مللی کوچک پدیده هایی پایدار در تاریخ زورگویی های معاصر ساخته است، پس صدور جواز تخریب سنت ها، آن هم با اعمال شگردهای کثیف، از سوی مدرنیسم، با قصد تضعیف و حذف انگیزه ی اصلی ایستادگی و در نتیجه بلع ارزان تر جهان سنت گرا صادر می شود! اگر سنت دوستی عملا قادر بوده است دیوانگان مستقر در کاخ سفید و جانیان روان پریش پنتاگون و متحدان شان را متوقف کند، آیا برای حفظ خویش موظف به تقویت سنت ها نیستیم؟ می پرسم اگر دفاع از سنت ها چنین نیرومندان نام آوری را می زاید، آیا نمی توان کار رشد و توسعه ی تدریجی و متوازن و پا برجا را هم به تحولات درونی و آرام سنت پسندان سپرد که دور دستی کسب آن، جز فروشندگان موبایل را آزرده نخواهد کرد که می خواهند در جیب یک دست فروش دوره گرد افغان، بدون نیاز و ضرورت، تلفن همراه بچپانند؟ آیا احترام به سنت ها برای قطعیت بخشیدن به پیروزی، تبعیت از روش هوشی مین و مائو و گاندی نیست و آیا مگر قلع و قمع داخلی سنت ها و دهان کجی روشن فکرانه نسبت به آن، تاکنون جز به زایمان و ظهور مصیبت زای لولوهایی از نوع استالین منجر شده است؟ 

حالا ابتدا به سراغ آخشاردام بروم.

تنها وسوسه سفر دوباره ام به هند، دیدار آخشاردام پرآوازه بود. بروشورها را جمع آوری و راه نمایان را سئوال پیچ می کردم، به خصوص که باور ساخت سریع و پنج ساله ی آن ابنیه دشوار می نمود. آن چه را در باب عدم استفاده از ابزار روز در بالا بردن آن مجموعه نوشتم انتقال مطالب جزوه های تبلیغاتی، تصاویر سی دی ها و تایید لیدرهای پاسخ گو در محموعه بود که بخشی از آن را در یادداشت پیش و در نمایش نحوه ی تراش و حمل بر دوش سنگ های آماده ارائه دادم و اینک نمونه ای دیگر را عرضه می کنم.

   

کندن کانال لوله گذاری با کلنگ، در کشوری که خود سازنده ی مشهور ماشین آلات این کار است، در پروژه ای به گستردگی آخشاردام، جز پرهیز عمدی در بهره برداری از امکانات فنی روز نیست. تلاش این همه نیرو را، که با سرپرستانی هدایت می شوند، می توان با چند دقیقه کار یک ابزار صنعتی تعویض کرد. راه نما می گفت که تعداد قابل توجهی از این گونه کارگران با قصد کسب تقرب نزد خدایان گوناگون خویش مجانا و مشتاقانه به این کار روی آورده و اجرای مشقت بارترین عملیات را پذیرفته اند. ظاهرا فراوانی نیروی کار بدون دستمزد، انگیزه اصلی عدم استفاده از تکنیک روز بوده است. همان زمان تصویر آن جرثقیل ها را نشان دادم و پاسخ گرفتم که آن ها فقط در محوطه تخلیه مواد اولیه و دپو کردن بسیار دشوار و ظریف سنگ های مصرفی عمل کرده اند، نه در بنای معابد اصلی.

این عکس صحت گفتار او را تایید می کند. جرثقیل های گردان به طور معمول تا پایان اجرای کامل پروژه، حتی اگر مورد استفاده نباشند، احتیاطا بر سر پا می مانند. در این جا کارگرانی را می بینید که قطعات سنگ را بر روی سر جا به جا می کنند، و در مجموعه ی نیمه تمام کم ترین نشانی از بالابر نیست.

           

این دو تصویر محدوده ی کارکرد جرثقیل ها را معرفی می کند که در محوطه و محیط باز و دور از بنای معابد است. تصویر سمت چپ باز هم جرثقیل کوتاهی را بیرون از فعالیت ساخت و ساز و در قسمت جلو، جرثقیل کوتاه دیگری را مشغول جا به جا کردن مصالح و مواد مصرفی می بینیم.

                       

این هم دو تصویر دیگر که نوع و محدوده ی عملیات جرثقیل ها را نشان می دهد. دپو کردن بسیار ظریف و دقیق سنگ هایی که باید با نهایت احتیاط بر روی هم چیده شوند و در تدارکات پروژه و نه اجرای آن فعال اند. نیاز به مراقبت برای ممانعت از لب پریدگی هایی که در هر لغزش دست ممکن است قطعه ای دشوار عمل آمده را غیر قابل مصرف کند، به کارگیری جرثقیل در خارج از محیط معابد را ناگزیر کرده است.

نگاهی دقیق به تشریفات اجرا در این قسمت بلند و دشوار ساخت، به سادگی اعلام می کند که حمل و نصب قطعات با استفاده از داربست و ریسمان انتقال مواد لازم به ارتفاع صورت گرفته و هیچ جرثقالی به این عملیات یاری نداده است. حالا می ماند از جانب سازندگان آخشاردام و ملت هند از ابلهانی عذر خواهی کنم که احتمالا ساخت این مجموعه در مدت پنج سال را به علت استفاده از چند جرثقال در محوطه تدارکات،  آسان و بی اهمیت گرفته اند!

باید اندکی دیگر حوصله کنید تا ماجرای فریب بزرگ تاج محل و بابریان و مغولان و آثارشان در هند را به خواست خداوند بازگو کنم و آبرو هایی را بر باد دهم که جز اعتبار دادن حقه بازانه به قوم خود با هیچ مطلب و منطق و عقل دیگری در این جهان سر آشتی ندارند. (ادامه دارد)

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت 3:30 |

پاسخ ها، 45، خرداد 88

دوشنبه 4 خرداد1388 ساعت: 3:9

آقای فوری. گمان نمی کنم و یا تاکنون نشنیده ام.

دوشنبه 4 خرداد1388 ساعت: 13:31

آقای سلیم. از دست دادن فرصت دیدار شما ناخوش آیند شد. کاش پیش تر با تلفن قرار معینی می گذاردید. از همراه تان به علت معطلی و صرف وقت از طرف من پوزش بخواهید. امیدوارم بار دیگر فرصت از دست نرود.

آقای قشقایی. به گمانم باید به یادداشت 212 به بعد رجوع کنید.

آقای بجانی. مطلبی در حد عذر خواهی شما نبوده است.

آقای سنجری. اگر ارسال کنید، ممنون شما خواهم بود.

دوشنبه 4 خرداد1388 ساعت: 21:30

آقای اترش. آن وبلاگ را دیدم. هنوز برای اظهار نظر زود است. موفق باشید.

آقای دما. مستند تختگاه هیچ کس و نیز طوفان نوح محک هایی بی خطایند. کسی که نتواند در باب این دو مستند از نیک و بد قضاوتی موجه کند، یا نادان و بیرون از گود این مباحث و یا مغرض است.

آقای مهران حقیقت و آقای دومان و نتاب و آقای ultra. ممنونم.

آقای حسین. آدرس دقیق تر و قابل رجوعی بگذارید.

چهارشنبه 6 خرداد1388 ساعت: 2:43

آقای سنجری. با تشکر فراوان دریافت شد. اگر بیان مطلبی در باب آن لازم بود عرض خواهم کرد.

آقای naria. آن عنوان را دیدم. یک کتاب سازی تبلیغاتی و مطلقا بی ارزش بود با نثری عذاب دهنده و نامفهوم، اطلاعات غلط و نیز مطالب سرقتی از منابع جهان. تقریبا دو سوم عکس های او قلابی بود و به خصوص شرح چگونگی تعیین دیرینه برای این خش اندازی ها مطلقا قابل درک و برداشت نبود.

چهارشنبه 6 خرداد1388 ساعت: 23:1

اقای رعد و آقای صادق اف. از آن که نام گذاری بر اشخاص یادگار تفکر و علائق پدران است همیشه نمی توان حامل آن را پیرو نیز دانست.

آقای بی نام. گذر از هفت خوان یهودیان است که پشت هر منصب فرهنگی کلان یکی را نشانده اند.

آقای علی از مالزی. ممنونم. در هفته گذشته خانمی از خبرگزاری فارس شاید به نام رفیع زاده دو روز متوالی تلفن می کرد تا وقتی برای مصاحبه درباره ی سازمان میراث فرهنگی بگیرد. به او گفتم پیش از مصاحبه ضروری است مستندهای تختگاه و طوفان را ببیند. اظهار اشتیاق کرد، برایش فرستادم. یک هفته گذشت و خبری از او نشد. به موبایلش زنگ زدم خودش جواب داد و گفت خانم رفیع زاده نیستند!!!! فراوان به بی چارگی شان خندیدم.

آقای هومن. درباره ی میدان نقش جهان و مسجد شیخ لطف الله، پیشنهاد می کنم خمره ای از همان اصفهان بخری، پر از شیره کنی و در میان آن بنشینی. زیرا مشکل تو با مالیدن شیره به سر هم حل نخواهد شد.

پنجشنبه 7 خرداد1388 ساعت: 22:28

آقای امین. نتیجه منطقی از برآورد مسائل تاریخی منطقه، پاسخی جز آری باقی نمی گذارد.

آقای احسان. به گمانه ی من نیز نزدیک و حتی کامل تر است. هنوز بحث ماملکت ایمانکم از جانب من تمام نشده. آن چه را در آن سه یادداشت خواندید صرفا مقدمه بود.

جمعه 8 خرداد1388 ساعت: 17:12

آقای احسان. یادداشت ها را شماره به شماره بخوانید. درهای فرهنگ بدون دروغ بر روی تان گشوده خواهد شد.

آقای سعید. در کامنت خصوصی آدرس بفرستید. سی دی برای تان ارسال خواهد شد.

آقای خرمی. این جا همان سر پل معروف است، حساسیت ها را گیر می اندازد و از علائق متعصبانه پرده بر می دارد.

آقای عابدی. اگر اصراری در نگفتن نیست، نام گیرنده را نیز ذکر کنید. ممنون

آقای جهرمی. اوغور به خیر. در واقع هم همین طور است تفاوت هایی وجود دارد در حد این تمثیل که از توالتی به توالت دیگر بروید که نشستنگاه آن فرنگی است!!!! در باب پاپیروس های اسلامی هم به تر است به کتاب تازه منتشر شده و بسیار با ارزش پاپیروس ها اثر جفری خان رجوع کنید. آن تاریخ هم بی گمان نادرست است، زیرا که بر مبنای همین اوراق آلوده و سراپا کذب کنونی، که تاریخ حوادث صدر اسلام نام داده اند، مصر در زمان عمر به دست عمر و عاص و به سال 20 هجری گشوده شده است.

یکشنبه 10 خرداد1388 ساعت: 2:31

آقای ایزدی. به دلیلی که حدس زدن آن دشوار نیست.

آقای م. بدون شک آنوسی اند.

سه شنبه 12 خرداد1388 ساعت: 1:32

آقای دومی. لینک آن عکس کو؟

خانم امت الله. هرگز در وابستگی شما به کنیسه تردید نداشته ام و آخرین نشان آن نیز همین کامنت جادوگرانه است که معمولا یهودیان برای ترساندن دشمنان شان به کار می برند. بدانید که گرچه در تورات حرص به دنیا تدریس می شود ولی ما در قرآن آیه ای داریم که آدمی را به دل خوشی های شما می خنداند: انا لله و انا الیه راجعون.

سه شنبه 12 خرداد1388 ساعت: 11:51

آقای احمد. به یقین او نه خانم است، نه خارج نشین، نه نوآموز زبان فارسی، نه پزشک و نه حتی مسلمان. ماموریت او اصرار در اثبات نیاز قرآن به تفسیر است و اعلام مناسبات برده داری در جامعه ی مسلمین و حفظ کنیز در معنای ما ملکت ایمانکم و گفتارهایی در باب جن شناسی و اگر به بحث آن وارد شوید به خون آلودن فعالیت های فرهنگی صدر اسلام و مخالفت با هر استدلالی که ظن تعصب و ارتجاع را از آیات قرآن بردارد. در هر نوشته از در دیگری به داخل می خزد و مو به مو شیوه های یهودیان را در گمراه کردن جوانان به کار می برد. هرچند کنیسه از پس انتشار مستند طوفان نوح قرار از کف داده ، اما نگران نباشید.

آقای بچه مثبت. به خانه که رسیدی بگو برایت پهن دود کنند که چشم نخورده باشی.

سه شنبه 12 خرداد1388 ساعت: 13:49

آقای naria. علاوه بر مطالب آقای صنوبری مسلم این است که خلیج کلمه ای عربی است و در حال حاضر هم با همین معنای پیش رفتگی آب در خشکی در زبان عرب مصرف می شود. اما در ریشه شاید بتوان آن را نه نام که صفتی از مصدر خلج گرفت مانند بسیط و بسط و امین و امن و قریب و قرب که در این صورت شاید بتوان معانی مختلف، مثل آشوب زده و مشوش به آن داد. البته آقای محسن هم که گمان می کنم به مزاح آن را ترکی دانسته اند.
راستی به نظر شما فارسیان صاحب این خلیج مثلا در 2000 سال پیش به خلیج چه می گفته اند؟!

آقای طالب حقیقت. اگر کسی با دیدن تختگاه و طوفان دچار تحول نشد مطمئن باشید که حتما از جاده بودن دیوار چین هم چیزی نخواهد فهمید و سر و کله زدن با او بی حاصل است.

آقای یک دوست. با تشکر آن قید عالی در آن متن نادرست بود، هنگام ویرایش به کلی حذف شد که دوباره نصب کردم.

جمعه 15 خرداد1388 ساعت: 12:49

آقای حرف شنو. در مجموع مغشوش بود و برداشت از آن چندان ساده نمی نمود.

آقای توحید. آن سخنرانی را به صورت زنده نشنیدم، اما می دانم در همان زمان نطق او، سربازان آمریکایی به مردم عراق و افغانستان شلیک می کردند، ماموران سیا در زندان های عراق و افغانستان زنان و مردان مبارز را شکنجه می دادند، تروپ های تازه نفس و نوآموزش دیده ی آمریکایی مشغول ورود به افغانستان بودند و یهودیان با کمک بلاعوض مالی و تسلیحاتی کاخ سفید مسلمانان را در فلسطین می کشتند و رهبران شان را ترور می کردند، به گمانم آمریکاییان قرار است از این پس به عنوان نمایش حسن نیت خود یک سری بمب تازه برای ریختن بر سر مسلمانان به نام بمب های آشتی تولید کنند! آن گاه که اوباما با احمقی و پررویی خاص سیاستمداران آمریکایی وعده می داد که تا 4 سال دیگر عراق را تخلیه خواهد کرد، آرزو کردم در محل بودم و کفش های ام را به سوی اش پرتاب می کردم، هرچند با تدارکات و پیش بینی های جدید به او نمی رسید. یهودیان در دو دهه ی گذشته مشغول اند تا سیاه پوستان را در تصمیم گیری های رده بالای سیاسی آمریکا دخالت دهند، از درون و به شکل تاریخی بپوسانند و از شعارهای رادیکال تخلیه کنند و نمونه هایی از آنان چون رایس و اوباما تولید کنند که موجب بدنامی سیاهان شوند. این توطئه ی طراحی شده در کنیسه و کلیساها قصد آن دارد نشان دهد که فاصله ی میان شعارهای مترقی تا اجرای آن، با دریایی غیر قابل عبور از ناتوانی انسان پر شده که طی کردن آن ناممکن است!

شنبه 16 خرداد1388 ساعت: 4:15

آقای یک مسلمان.
1. زبان ترکی نیز لهجه ای از یدیش اروپای شرقی و اسلاو است.
2. مردم ترک که نمی دانم چرا مایلید دامنه ی آن ها را تا فراز کوه اورست بالا برید، تکثیر شده ی طبیعی چند خانوار غالبا از شرق اروپا به منطقه وارد شده در قرون اخیرند که در حال حاضر بیش از یکصد میلیون نفر نمی شوند زیرا هیچ یک از اقوام ماورا’ النهر و حتی افغانستان خود را ترک نمی دانند. چنان که سفال چهره و اندام و تیپولوژی ترکان ایران و ترکیه به کلی با مردم ماورا’ النهر متفاوت است و به ساکنان حاشیه ی شرقی اروپا می ماند. مطلبی که پیش تر تصاویر آن را ارائه داده ام.
3. کار من در این وبلاگ اندیشیدن به حقوق بشر نیست. برای این منظور یک مرکز حقوق بشر اسلامی و مرکز دیگری با نام بین المللی آن داریم که می توانید به آن ها رجوع کنید.
4. البته هنوز به مبحث زبان ترکی و کاربرد نوین آن وارد نشده ام ولی به خواست خدا به زودی خواهید دانست که مورخان و سنگ به سینه کوبان ترک، که انواع بدتری از نوع فارس آنند، هنوز حتی به قدر خر دلی دلیل، جز همان بافته های یهودیان در باب قدمت قوم و زبان ترک ارائه نکرده اند.
5. شما چه خوش تان بیاید و یا نیاید اگر به دنبال دریافت حقیقت اید لازم است به طور نهایی افسانه های مربوط به صفویه و عثمانی را بپذیرید و یا رد کنید وگرنه چنان که دیده می شود همچنان سرگردان خواهید ماند.
6. دو سرزمین خالی مانده ی ایران و ترکیه یکی بر اثر آسیب پوریم و دیگری به خاطر بقایای طوفان نوح، در قرون اخیر به طور مصنوعی تلقیح ملی و فرهنگی شده اند تا هر یک به نوعی مکتب تفرقه های اسلامی را بگشایند.
7. از انواع آن شعار نهایی شما نیز چندان شنیده ام که به خورد کردن تره هم نمی ارزد. دل خوری کسانی از آن بابت است که دیگر نمی توانند جوانان ترک را به تقدیس بتکده ی فرضی بابک بخوانند. زیرا عقل اندیشی فراوانی در موج بزرگی از نو متفکران ترک و کرد و فارس و عرب پدید آمده است که از تعصبات فاصله گرفته اند.

شنبه 16 خرداد1388 ساعت: 15:12

آقای علی دما. کدام هرودوت و کدام مورخ یونانی؟ در سراسر جهان یک جلد کتاب مقدم بر قرون اخیر امکان تولید نداشته است. این شگرد یهودیان است که وجود مادی کتابی را از طریق نقد مطالب آن تنقیه و تزریق می کنند.

آقای سلیمان. سراسر آمریکای جنوبی به اسپانیایی صحبت می کنند، که نه اهمیت زبان اسپانیایی را نشان می دهد و نه اسپانیایی بودن مردم آمریکای جنوبی را اثبات می کند! همچنین است انگلیسی صحبت کردن مردم هند و پاکستان و بسیاری در سرزمین های دیگر.

یکشنبه 17 خرداد1388 ساعت: 22:46

آقای ایلدیر. در این باره مستندی وجود ندارد. من هم که در آن زمان زنده نبودم.

آقای سنجری. در تلاشم شاید بتوان به صورت کتاب درآورد.

دوشنبه 18 خرداد1388 ساعت: 22:26

آقای رهگذر قدیمی. همین قدر که تختگاه و طوفان را پذیرفته اید برای هضم مطالب مهمی آمادگی دارید که انشا’ الله در پیش است.

آقای سایه. آن مجموعه ادعیه ی قرآنی سال ها پیش به زبان های مختلف سرزمین های اسلامی و غیر اسلامی و از جمله با ترجمه ی فارسی در عربستان چاپ و بین زوار مجانا توزیع شد. به هر حال کار بسیار مبارکی انجام داده اید شاید که بندگان خدا دست از توسل به هر خشت و سنگ و چوب طلا اندازی شده و نشده بردارند.

آقای ایلماز. از چه راهی جرجان را شهری قدیمی تشخیص داده اید، مگر این که شرح قدمت آن را در صفحات کتاب های یهود نوشته یافته باشید. اما قاطعانه ادعا می کنم که آن اوبلسک را بر روی بقایای یک تجمع و معبد کهن ماقبل پوریم بالا برده اند.
آقای یک مسلمان دیگر. این مطالب مرا بیدار کرد که بسیاری کسان از آن چه می پنداشتم بسی تهی تر و متعصب ترند.

چهارشنبه 20 خرداد1388 ساعت: 8:8

آقای عابدی. تماشاخانه بزرگی شده است. مجانا سیاحت کنید تا زمان پرداخت بهای تاریخی آن فرا رسد. از آن نمونه های مورد علاقه ی شما در میان شان نیست، ضمن این که آن سایت را هم ندیده ام. موفق باشید.

آقای تلمیذ و آقای حقیقت. اگر از پیروان و گذرندگان از این چهارسوی دروغ راجع به مطالب تاملی در بنیان تاریخ ایران بپرسید بدون مکث ناسزا خواهند گفت. درست نیست خودمان چیزی بر آن بیافزاییم.

آقای دهقانی. چشم و پست خواهم کرد. احتیاطا آدرس خود را دوباره ارسال کنید در پیام خصوصی.

پنجشنبه 21 خرداد1388 ساعت: 21:4

آقای تحصیل کرده. بارها نوشته ام که گواهی اتمام دوران دبستان را هم ندارم ولی به اصطلاح در سه سوت بر دانش نامه های شما و همدوره ای ها و اساتیدتان، در حوزه ی علوم انسانی و معماری و هنر مهر باطله می زنم. امتحان آن هم مجانی است.

دوست و برادر عزیز آقای عابدی. تولد مبارکی بوده است. برای تان طول عمر و سلامتی و توفیق آرزو دارم.

آقای مجید. منظور از قرون اخیر خوادثی است که در پانصد سال گذشته در جهان روی داده است.

جمعه 22 خرداد1388 ساعت: 22:5

آقای برای توحید. به ادرس زیر رچوع کنید.
www.naria.ir/shamsi/ym/138505.aspx

آقای عرفان. اندکی حوصله کنید، آتش فشان در راه است. تفاوتی در نحوه ی تراش ادله و ردیه های قوم پرستانه میان ترک و فارس نیست و مستند تختگاه هیچ کس همان قدر فارس ستایان دل خوش به شکوه امپراتوری هخامنشیان و نقوشی قلابی بر چند پاره سنگ را آزار می دهد که مستند طوفان نوح دل بسته ی به قدرت نامعلوم سلجوقیان و چند تکه سنگ دیگر را کلافه می کند، که بر آن در همین اواخر به جای جعل خط میخی خط بی نشان و ناشناس دیگری را کنده اند.

آقای سعید. موهای سر و ریش آن به اصطلاح مومیایی از کاموا بود. افتضاح این حقه بازی چندان بالا گرفت که میراث هم اعلامیه ی بدلحنی درباره ی جاعلانه بودن آن داد.

چهارشنبه 27 خرداد1388 ساعت: 21:42

آقای rahgozar . سیستم بلاگفا ساعات زیادی در طی روز و شب فعال نیست و نصب یادداشت با اطمینان انجام نمی شود. اگر خدا بخواهد به محض عادی شدن ارتباطات ادامه ی یادداشت ها و از جمله در باره ی انتخابات را نصب خواهم کرد.

آقای یک دوست. در عین حال نمی دانیم که عیسا مسیح فرزند مریم زبان لاتین قدیم می دانسته است یا نه؟!!

آقای بابک. در خدمتم.

آقا و یا خانم دوست نزدیک. مسلما مضمون سی دی ها مورد پسند دارندگان نوار سبز نیست، پس نصب چنین نواری بر روی سی دی ها هنگام پخش آن ها نقض غرض است. از دلواپسی دوستانه ی شما تشکر می کنم و می دانید که مرگ پایان محتوم و خوش آیند هر حیاتی است، که مهار و موقع آن به دست خداوند است.

پنجشنبه 28 خرداد1388 ساعت: 22:29

آقای سئوالر. دعوت می کنم به این سئوالات پایه جواب دهید.
۱. آیا جمعه ۲۲ خرداد ۸۸ بوده؟
۲. آیا در آن روز انتخابات انجام شده؟
۳. آیا استقبال از این انتخابات به اعتراف بین المللی بی سابقه بوده؟
۴. آیا این استقبال تا سطح ۸۵ درصد واجدین شرایط گسترش داشته؟
۵. و بالاخره آیا مردم چهل میلیون رای به صندوق ها ریخته اند؟
اگر جواب تان به هر یک از موارد بالا مثبت نیست، توضیح دهید و اگر مثبت است، پس مطالبی که می گویید، درست مانند قطع اس ام اس و موبایل و غیره، ربطی به انتخابات و نتایج آن ندارد، زیرا بسیار محتمل است مسئولین امنیت و اطلاعات برای کنترل بیش تر قطع امکانات ارتباطی را موثر بدانند که باز هم ربطی به انتخابات ندارد.

آقای .... شاهدان باید اسناد تقلب ارائه دهند و گرنه ادعای شان به فهرست شایعات کوچه ها می پیوندد.

آقای خرمی. این حوادث جنبش و انقلاب اپوزسیون نیست. زیرا ظاهرا قصد براندازی ندارند، می گویند به تر است خدمت گزار نظام شخص موجه تری باشد و اگر قصد تصرف قدرت، برای تعویض آتی و خزیده ی سیستم را داشته باشند، پس کودتاگرند. ضمنا اپوزسیون باید سراسری و ملی باشد نه فقط در چند شهر که یکی از کاندیداها رای بیش تری دارد. بنا بر این تمام ماجرا یک بغرنجی اداری محسوب می شود که با راه کارهای اداری برطرف خواهد شد.

جمعه 29 خرداد1388 ساعت: 0:47

آقای سوالر. برای اثبات حرف های تان نیازمندید که یک برگ صورت جلسه ی مخدوش از شمارش آرا’ ارائه دهید وگرنه چاپ اضافی اوراق رای، حتی اگر بتوانید اثبات کنید موجب بطلان انتخابات نمی شود. باید صورت جلسه ای ارائه و یا آدرس دهید که در ذیل آن امضای هیئت نظار و از جمله نمایندگان کاندید ها نباشد. مراکز پشتیبانی میر حسین موسوی و دیگران اگر تاکنون نتوانسته اند چنین سندی را ارائه دهند مطمئنا شما هم نخواهید توانست جز این که به شایعات متوسل شوید. احتمالا از خود پرسیده اید که اگر کسانی می توانسته اند ده میلیون رای اضافی و نمی دانم به چه نحو به سود احمدی نژاد صادر کنند چرا اجازه داده اند آرا’ موسوی در شهر تهران بیش تر باشد؟! ضمنا مردم از شما معذرت می خواهند که تشخیص دادند باید به صحنه بیایند.

آقای خدا حافظ. کجا، داشتم برای تان چای می آوردم. به هر حال خوش آمدید. اما اگر یواشکی برگشتی مطالب را دوباره بخوان شاید فهمیدی که صحبت از احمدی نژاد نیست، از انتخابات است.

آقای ایلماز. اگر شما از مراکز امنیتی واهمه دارید آن ها که به خیابان آمده اند ظاهرا از گلوله هم نمی ترسند چه رسد به ارائه ی سندی علیه صحت انتخابات!!! ضمنا اگر اجمدی نژاد روزی هزار دروغ بگوید باز هم ربطی به صحت انتخابات ندارد، زیرا اصولا یادداشت من درباره ی انتخابات است، نه احمدی نژاد. در این باب یندیشید که مردم تمام این راست و دروغ ها را شنیدند و باز هم چهل میلیون به پای صندوق های رای رفتند تا احمدی نژاد را پیروز کنند. شاید هم معتقد باشید که اشکال در مردم است.

جمعه 29 خرداد1388 ساعت: 5:56

آقای پزشک آبادانی. سالها پیش در زمان قدرت هاشمی تصویب نامه ای از مجلس گذرانده شد که به بهانه ی شرایط نه جنگ و نه صلح اقدامات زیر بنایی تا عمق معینی از مرزهای غربی را ممنوع می کرد. مطلبی که موجب فلاکت مردم خوزستان و ایلام و کردستان شد. این تصویب نامه تا چهار سال پیش اعتبار داشت که احمدی نژاد آن را لغو کرد و از جمله دستور ساخت کارخانه ی تولید ورق ضخیم فولادی را در اهواز داد که همین ماه گذشته مورد بهره برداری قرار گرفت. شاید مردم سرزمین های محروم که احمدی نژاد خدمات بزرگی به آن ها کرده، قصد حمایت از او در برابر باند اشراف و بیگانه خواهان را داشته اند. توضیح دادم که شخصا به او رای نداده ام و موضع گیری های فرهنگی او را نه تنها نمی پسندم بل به آن ها سخت مشکوکم و بار دیگر تکرار می کنم که این جا فقط سخن از انتخابات است نه اشخاص.

آقای تحلیلی بر.... در برخی از قسمت های تحلیل شما تناقض خفیف دیده می شد. به هر حال خرد جمعی مردم پیروزمندانه به اقدامی جاودانه در تاریخ معاصر ایران دست زد.

آقای مجتبی غفوری، استاد بزرگ. حالا که تکه کاغذی مستند و صاحب دار و قابل تعقیب در رد صحت این انتخابات ندارند، پس دیوار سئوال تراشی که کوتاه نیست: چرا مسئول حوزه ها در وزارت کشور ظهر روز انتخابات خلاف همیشه چلوکباب خورد، چرا وزیر کشور هنگام بازرسی از اطاق اعلام نتایج بی سر و صدا دستمال جیب اش را زمین انداخت، چرا اصولا تعرفه چاپ کردند مگر نمی توانستند روی کاغذ آ4 رای جمع کنند و از این قبیل... مضحک تر از همه نامه ی وزیر کشور به دفتر آقای خامنه ای است که شماره نخورده است زیرا جاعلین کدهای شماره گذاری مزبوط به این رده از نامه نگاری ها در وزارت کشور را نداشتند. نامه ای که توانست گوی جعل را از نامه ی عمر به خسرو پرویز برباید.

آقای ابراهیمی. دوره ی کتاب تاریخ ایران باستان آقای پیرنیا و مجموعه ی تاریخ ایران دانشگاه کمبریج از انتشارات امیرکبیر را بخوانید، که گرچه کتاب هایی جدی ترند، اما چندان قصه در آن ها خواهید یافت که نیازمند مطالعه ی کتاب های هری پاتر نباشید.

جمعه 29 خرداد1388 ساعت: 23:2

آقای نوشتراداموش. برف چی؟ امسال زمستان خواهد آمد؟!...

آقای ثروتیان. خدا به شما بیش تر بدهد! اما حرف های تان ربطی به انتخابات ندارد.

آقای رهگذر قدیمی. عقاید مفصل و متنوع شما هم ربطی به انتخابات نداشت. ضمنا گویا خبر ندارید دستور توقیف کتاب های مرا، به اعتراف خودش در نشست پاریس، شجاع الدین شفا صادر کرده است. مطلبی که هم شاهد و هم اسناد کافی دارد، که پیش تر در همین وبلاگ آورده ام. منظورم این که اگر این دستور در زمان رفسنجانی هم صادر شده بود، چاکرانه رعایت می کردند.

آقای آمون. باید در شهر خدایان بزرگ هم جاده ی خاکی فراوان باشد، چون اخیرا گرد و خاک فراوانی روی کفش های ات دیده می شود!؟

آقای سئوالر. خوب این تاییدیه ها چه ربطی به صحت شمارش آرا’ دارد؟

شنبه 30 خرداد1388 ساعت: 4:18

آقای گاگول. سری به قبر آن دلقک و خائن بزرگ بزن ، کیانوری را می گویم، آرام خواهی گرفت.

آقای سوالر. مستند سیاسی 90 به این انتخابات مربوط می شود؟

آقای نوشتراداموش. از طرف گندم و کدو و هویج و پیاز کاران از این پیش گویی امیدوار کننده ی شما ممنونم!

شنبه 30 خرداد1388 ساعت: 14:35

آقای ثروتیان. منظورم ثروت بیش تر بود. پاسخ تان را هم قبلا داده ام.

آقای توحید. برداشت از آیه حتی از این هم که نوشته اید ظریف تر است که ان شا’ الله به وقت خود عرض خواهم کرد.

آقای سعید. حضرات علاقه ندارند در این جریان به اقدام مردم نظر اندازند. مایل اند دائما به نام ها بچسبند زیرا خجالت می کشند صریحا بگویند اگر قرار بود ما انتخاب نشویم، پس مردم بی خود کردند که اصلا رای دادند!

آقای ایزدی. در یادداشت نوشته ام که چرا رای ندادم، اما شاهدانی موجودند تا گواهی دهند از یک ماه قبل از انتخابات پیروزی قطعی احمدی نژاد را حدس می زدم.

شنبه 30 خرداد1388 ساعت: 19:52

آقای یکی. بد نبود تفسیرش را هم می آوردید و ارتباط آن با مسائل امروز را بیان می کردید؟! لینک ها هم که ابدا و با هرگونه فیلتر شکنی باز نمی شود.

خانم تیله. برای اولین بار در این سرزمین آن تعارف "مرز داران غیور" معمول را نشنیدیم و با "مرز داران بر حسب تصادف" آشنا شدیم که گویی سخن درست تری است. اما بد نیست بفرمایید مردم این همه قرن خو کرده به سیستم سلطنتی چرا آخرین شاه بیمارشان را آن طور در به در کردند؟! و اضافه کنید اگر ایران را به جای شهر!!! هرت ده کوره ی هرت بدانیم، تکلیف مان با 40 میلیون رای چه گونه روشن می شود؟ و سرانجام مطالبی را که فرمودید چه ارتباطی با انتخابات و امکان تقلب در آن دارد؟!

آقای مسلمان زاده. منظورتان روشن نبود. بله گفته بودم که بیش از همیشه از این انتخابات استقبال خواهد شد. اگر کمکی می کند شاهدش را احضار کنم.

آقای کریمی. این اعداد را از کدام عطاری خریده اید؟!

آقای کاظم. پیام شما در naria.ir را خواندم و نصب کردم که همگی بخوانند. اجازه دهید ادعا کنم انتخابات اخیر یک اقدام ملی بی نظیر و در زمره ی حوادث تاریخی بزرگی در حد جنبش نفت بود که اگر مورخ به موضع گیری در باب آن وارد نمی شد، چنان بود که مفاهیم درونی تاریخ را درک نکرده باشد. پیشنهاد می کنم مقاله را چند بار بخوانید تا شاید آتش تعصب تان فروکش کند. ان جا بررسی روند یک انتخابات است، نه تفسیر وضعیت اشخاص. طبیعی است روشن فکری بی مایه ی ما نتواند حساب تحرک هدفمند مردم را از نام احمدی نژاد و این و آن جدا کند. زیرا آشکار است که سمت گیری آن ها نسیت به مردمی که خلاف تصورشان تصمیم گرفته اند، کینه توزانه باشد. گویا این بختک جدا ماندن از مردم، علی رغم این همه تجربه و مواجهه با عینیات، هرگز از سینه ی این روشن فکری برنخواهد خاست.

یکشنبه 31 خرداد1388 ساعت: 1:27

آقا یا خانم انیس. کاملا واضح است که جمهوری اسلامی در بخش فرهنگی از خط قرمز معینی عبور نمی کند، تا آن جا که شجاع الدین شفا در برابر چشم و گوش 700 نفر در دانشگاه سوربن پاریس اعلام می کند به کارگزاران خود در وزارت ارشاد دستور داده است مانع ادامه ی چاپ کتاب های من شوند و همزمان که برای گرفتن پاسخ به اداره ی کتاب می روی خبر می دهند که غیر مجاز شناخته شده و این وضع سه سال است که ادامه دارد. همه می دانیم علم کردن پرچم پوریم و جدی گرفتن ضایعات و ویرانگری های باستان شناسی دانشگاه های غربی، تا حد جعل کتیبه های هخامنشی و ساسانی در ایران، اگر با نیروی رسمی برای جهانیان بازگو شود و یا لااقل مستند تختگاه هیچ کس را به دنیا بفرستند، ستون های آن به اصطلاح تمدن غرب فرو خواهید پاشید. دیدن دست کثیف یهود در پس این امساک ها دشوار نیست.

اقای مسعود. آن بلوک هایی که شما بر شمردید نمی تواند موجب رای کم تر از یک درصدی کروبی و 24 میلیونی احمدی نژاد شود. زیرا احمدی نژاد با سه میلیون رای اضافی هم برنده می شد، گویی مردم در این ماجرا قصد داشته اند ارزش ممتاز تاریخی خود را به مسئولین نشان دهند، تا دست کم گرفته نشوند. بدانید این ملت چنان ریزه خوار و بی هیبت و اهمیت نیست که برای چند ده هزار تومان به دنبال کسی روانه شود. اگر حماسه های صد سال اخیر در ایران را بشمرید، شاید دریابید که جنگ در این سرزمین بر سر چیست.

آقای عابدی. فرزند یک آیت الله به همان نام است. ضمنا فیلتر شکن جادویی شما نیز از کار افتاده است.

یکشنبه 31 خرداد1388 ساعت: 5:51

آقای گاگول. خیلی حرارتی نشوید. آقای نوشتراداموش وعده داده اند که زمستان برف فراوانی خواهد بارید. چند ماهی صبر کن تا ببارد، آن گاه کاملا برهنه در میان برف ها بنشین، با وصفی که از منافذ و مقاعد شما گفته اند و دهان گشادی که دارید، در کم ترین زمان بر اثر کوران داخلی خنک خواهید شد!

آقای r134. ممنونم، ولی عمل نکرد. احتمالا مشکل از سرور است.

یکشنبه 31 خرداد1388 ساعت: 21:46

اقای بچه مثبت. اگر قادر نیستی تا فصل برف صبر کنی و سوزش ات شدید است، یک قالب یخ بخر حسابی خورد کن و دستورات قبلی را انجام بده.

آقای قولوپی. برای این درد دل های مادر بزرگانه سندی هم دارند یا همه را خیال می کنند؟

آقای مسلمان زاده. در صحت انجام این انتخابات تردیدی نیست، مگر این که کسی مستندی علیه درستی آن ارائه دهد. مستند نه سرریز توهم.

آقای ایلماز. تنوع دیدار و گفتار و ایده و عقیده در بین مردم، سند ابطال انتخابات نیست، زیرا این تفاوت عقیده را که شما اشاره می کنید، در آرا’ ریخته شده به صندوق ها نیز دیده می شود. ولی نمی توان از آن نتیجه نادرستی انتخابات را گرفت.

+ نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 1:30 |